تفکیک جنسیتی و فضای کالبدی شهر تبریز

چاپ دستی و فضای عمومی (گفت و گو با محمدرضا شیرین نیا)
آذر 22, 1402
سیاست های جنسیتی شده در انقلاب مصر
سیاست های جنسیتی شده در انقلاب مصر
آذر 22, 1402
نمایش همه
تفکیک جنسیتی و فضای کالبدی شهر تبریز

تفکیک جنسیتی و فضای کالبدی شهر تبریز

فضای کالبدی شهر تبریز را چگونه تعریف می کنید؟

دکتر تورج روشنایی: فضای کالبدی شهر، فضایی کاملا مردانه است. مسئله مهاجرت، را در نظر بگیرید.رابطه ظرف و مظروف را در آن می توان به عینه دید. از لحاظ انسانی تولید همیشه وجود دارد ولی از لحاظ کالبدی گنجایشی برای این حجم نداریم. در چهل سال گذشته فضای کالبدی به وجود آمده فضای کالبد کاملا مردانه است نه زنانه. پس اولین عنصری که از ظرف سر ریز شده و بیرون می ریزد زنان هستند. حال طبیعتا اگر آمار و عدد رقمی داشته باشیم و میزان مهاجران را بسنجیم شاید بتوان صحه ای بر سخنانمان بگذاریم. فضای شهری ما به عنوان یک کالبد و ظرف مردانه است و این امر، عمدی است. از لحاظ جامعه شناسی شهری، ناسازگاری و تعارض بین مرد و زن ایجاد خواهد شد و این تعارضقطع به یقین،  منتهی به تضاد می گردد. شاید متوجه نشویم که منشا این تضاد چیست ولی می توانیم نمود آن را در جامعه به وضوح ببینیم. حال بپرسیم که چرا از توسعه پایدار این چنین فاصله گرفته ایم؟ یکی از اصلی ترین شاخص های توسعه پایدار، توسعه اجتماعی است. توسعه اجتماعی یک مظروف است که نیاز به یک ظرف دارد. وقتی توسعه صحیح شهر اتفاق نمی افتد طبیعی است که توسعه اجتماعی نیز اتفاق نخواهد افتاد.

این کالبد مردانه  استمرار کدام مسیر است؟ مختصات کالبد مردانه و زنانه در شهر چیست؟

دکتر تورج روشنایی: ما چه بخواهیم و چه نخواهیم صاحب فرهنگی هستیم که نصف آن را زنان بر دوش می کشند  و نصف دیگر را مردان. شما می توانید در حال حاضر آپارتمانی بیابید که پنجره های آن دارای سه لایه پرده نباشند؟ اصلا فلسفه وجودی پنجره در آپارتمان و خانه چیست؟ شاید بگویند که نور است. اما این پاسخ پذیرفتنی نیست.  نور تنها 20 درصد از مسئله است.  اگر تنها مسئله  نور بود آن وقت پنجره ها را بسیار بالاتر و به شکل نورگیر می ساختیم. پس چرا پنجره ها را از کف می سازیم؟ پس صرفا نور نیست. مگر جز این است که نیاز داریم تا فضای محیط بسته مان با محیط پیرامونی ارتباط بصری ایجاد کند. یکی از اصلی ترین مسائلی که در شهرسازی به آن توجه می شود این است که می گویند عناصر شهری باید با یکدیگر هم پیوندی داشته باشند. عناصر شهری چگونه می توانند هم پیوند باشند؟ اگر 30 تا شاخص نام ببرید قطعا 25 تای آن در فضای شهری اتفاق می افتد. برای مثال ارک، مسجد کبود و …. همگی عناصر شهری هستند و باید بینشان هم پیوندی وجود داشته باشند. حال این فضای شهری و محیط پیرامونی ما باید پیوند بصری داشته باشند. با وجود الزام این همبستگی چرا پرده های سه لایه وارد خانه های ما شده است؟ مگر جز این است که زنان خانه بتوانند آزادانه و بدون رعایت حجاب و … زندگی کنند؟ حتی اگربه منازل غیر مذهبی ترین افراد نیز مراجعه کنید آن پرده های سه لایه را مشاهده خواهید کرد. پس همین اثباتی است بر مردانه بودن کالبد این شهر. چرا که اگر زنانه می بود، جهت نمایی و مکان نمایی ساختمان ها، سبک معماری، و … در راستایی پیش می رفت که زنان منزل، پشت 3 لایه پرده پوشیده نمانند. پس در ساختن خانه ها به این نیندیشیده ایم که در این خانه ها زنان قرار است زندگی کنند. بلکه چنین اندیشیده ایم که ساکنان این خانه ها مردانی خواهند بود که دیده شدن آن ها از محیط بیرون چندان اهمیتی ندارد. در ضوابط شهرسازی چند درصد از ضوابط درمورد اشرافیت و محرمیت است؟ فضا فضای مردانه است، اگر نه چرا کسی نمی تواند در فضای دبیرستان بدون حجاب تردد کند؟

چرادر دبیرستانی که برای زنان ساخته ایم مسئله اشرافیت و محرمیت را مد نظر قرار نداده ایم؟

دکتر تورج روشنایی: اهمیتی نداشت که چه کسانی قرار است در آن مدارس رفت و آمد کنند. ما مدارسی می سازیم که می دانیم تنها زنان و دختران در آن تحصیل خواهند کرد ولی ابتدایی ترین آزادی های فردی زنان را مد نظر قرار نمی دهیم. از 500 صفحه ضوابط شهرسازی، تنها یک ضابطه به من نشان دهید که حاکی از بکارگیری روش هایی در معماری و شهرسازی باشد که زنان و دختران نیز بتوانند برای نیل به حداقل حقوق فردی شان از آن بهره ببرند. در طرح تفصیلی که در کل ایران حاکم است چنین ضابطه ای وجود ندارد و به زعم بنده هم عمدی است. در ساختار اجتماعی ما، تا دوازدهم، پسران و دختران به صورت کاملا ایزوله تحصیل می کنند. هیچ پسری حق گذر از جوی درب مدرسه دخترانه ندارد. دو ماه پس از کنکور همان افرادی که نمی توانستند از کنار یکدیگر عبور کنند در یک کلاس و پشت یک میز می نشینند. در دو ماه و نیم در این جمعه چه اتفاقی رخ داد. حال تضادهاییکه این ساختار ایجاد می کند را چگونه پاسخ خواهیم داد. واقعا چرا خداوند زن و مرد را که خود آفریده است، در حج که مقدس ترین عبادت در مقدس ترین نقطه زمین انجام می شود زن و مرد پشت به پشت هم عبادت خدا را به جای می آورند ولی ما در اتوبوس هایمان زنان و مردان را جدا کرده ایم. ما با دو کلمه فضای شهری را اشتباه فهمیده ایم. یکی فضای امن برای زنان و دیگری از امنیت برای زنان. در سایر نقاطجهان نیز برخی محیط ها جدا هستند. مثا سرویس بهداشتی های عمومی که در آن زنان و مردان جدا هستند. یا حتی هتل هایی وجود دارد که تنها و تنها مختص زنان است. مترو مثال دیگر آن است که در تبریز اتفاق می افتد. دو کابین ابتدا و انتهای مترو مختص زنان و قسمت میانی نیز مختص هر دو جنس است. فضایی برای زنان وجود دارد و فضایی دیگر برای هر دوی آن ها. ما اگر می خواهیم زنان را توانمند بسازیم وظیفه انسانی ما ارائه امنیت برای آن ها است. حال اگر بیاییم برای امنیت دیگران زنان را محدود کنیم خطا رفته ایم. بله ما باید در این شهر در چند نقطه برای زنان پارک اختصاص بسازیم. تحقیقات نشان می دهد که زنان در فضاهایی که تنها مختص خودشان است احساس امنیت بیشتری دارند. اما، قرار بر این نیست که تمام فضاها را تفکیک کنیم تا احساس امنیت بیافرینیم.  نمی توان دیکته کرد که تو فقط می توانی در این فضا حضور پیدا کنی. باید امنیت زنان حتی در پارک هایی که مختص آن ها نیست هم ایجاد گردد. چرا شعارمی دهیم که شهر هایدوستدار کودک ایجاد خواهیم کرد. وقتی فضا برای حضور کودک امن باشد یعنی برای تمامی اقشار امن است.  اگر در کوچه ای چند کودک بتوانند به تنهایی بازی کنند، احتمال اینکه ضبط یکی از اتومبیل ها ربوده شود بسیار کم است. باید در راستای شهرهای دوستدار کودک، شهرهای دوستدار زن نیز بنا شود. محور صحبت من جنبش اخیز زن، زندگی، آزادی نیست. محور صحبت های من این است که 50 درصد از جامعه ای از این فضای شهری بهره می برند که بخش بزرگی از فضاهای آن را نمی توانند استفاده کنند. برای مثال استادیوم ها. می گویند امن نیست. پس امنش کنید! ورود و خروج سخت است؟ پس آسانش کنید! مکان های بسیاری وجود دارد که زنان نمی توانند در آن حضور پیدا کنند. حتی اگر اعلام هم نکرده باشیم شرایطی را ایجاد کرده ایم که نتوانند حضوی پیدا کنند. چند درضد از زنان می توانند به درب گجیل مراجعه کرده و خرید کنند. در همه ابعاد با این امر مواجه هستیم.

دکتر ساناز جعفرپور: اولین معماران ما ایرانی نیستند بلکه از سرزمین های غربی وارد فرهنگ ایران شدند و اصلا چشم اندازی در مورد مدارسی که فقط دخترانه است نداشتند. در زمان پهلوی نیز رضاشاه از آتاتورک نسخه برداری می کند اما این نسخه برداری کاملا گزینشی است.  سکولاریزمی که آتاتورک بر آن تاکید می کند را شاه نمی پذیرد. مثلا آتاتورک، مسئله چند همسری را کنار می گذارد، اما رضاشاه چون خودش صاحب چند همسر بود، آن را رد نمی کند. بله اصلاحات انجام می شود اما به صورت کاملا گزینشی.  مدارس پهلوی اول مختلط نیستند. در آن زمان، وقتی می خواستند مدرسه پسرانه مدرنی را طراحی کنند، مشابه همان را برای دختران طراحی می کردند. در دوره قاجار مدارسی که دختران در آن تحصیل می کردند یا مدارس فرانسوی بودند و یا مدارس انگلیسی . تنها خانواده های مشخصی می توانند فرزندانشان را به این مدارس بفرستند.  نهادینه شدن آموزش به صورت عمومی و پابلیک(قبول تکثر) بعدها به وقوع پیوست. در دوره پهلوی اول به واسطه شدتی که ایران در مسیر مدرنیزاسیون پیش می رفت در سال 1312 رضاشاه تمام مدارس خصوص را کنار گذاشته و الگوی آموزشی عمومی را به وجود می آورد. هیچ گونه تصمیم گیری در خصوص مدارس و طراحی آن ها اتفاق نمی افتد. تحولات سیاسی در ایران بسیار سطحی صورت می گیرد و در لایه های عمیق تر جامعه نفوذ نمی کند. جنبشی بر علیه اقتدار صورت می گیرد اما می بینیم به دام یک سیستم مرکزای دیگر می افتد که در پی آن چند کودتا دامن گیر آن می شود. سپس یک اتفاق به نام انقلاب اسلامی پیش می آید و بعد 8 سال جنگ.  کسی که در جمهوری اسلامی سردمدار است همان مردسفید پوست اورتودوکس است.

به نظرتان عرف ها بر قوانین تکمیلی حاکم نیستند؟

دکتر تورج روشنایی: قبلا چنین نبود. 100 سال قبل، حریم خانه کسی از خانه دیگری قابل مشاهده نبود و به نظر شما آن خانه ها با کدام ضوابط شهری ساخته شده بودند؟ آن خانه ها با فهم ساخته شده بودند، فهمی که به حریم و محرمیت کسانی که در آن خانه می زیستند احترام قائل بود. حتی کوبیدن بر درب ها نیز حرمت وجود داشت. همان مسائل اندرونی و بیرونی نیز مرد سالارانه بود. دکتر شریعتی در کتاب امت و امامت، اندیشه شیعی را با دیگر اندیشه ها مقایسه می کند. اندیشه شیعی جامعه را به مانند یک کاروان می بینند و دیگر اندیشه ها به چشم یک هتل. هتلدار خوب کسی است که بتواند مسافری که برای یک روز مراجعه کرده است را تا سه روز مهمان نگه دارد. اما کاروانسالار خوب کسی است که در کوتاه ترین زمان شما را به مقصد برساند. رهبر شیعی کاروان سالار است و رهبرهای دیگر هتلدار هستند. در جامعه ما بنا نیست کسی چه زن و چه زن  لذت اضافی ببرد. چرا که لذت بردن به معنای پیدا کردن تعلقات مادی و فیزیکی است. در حالی که ایدئولوژی ما را پیش می برد که برآن است تا ما را از هر گونه تعلقات مادی دور سازد و زمانی  که شخصی با اسب سفید آمد و هل من ناصر صدا کرد خودکار را زمین گذاشته و الساعه برخیزیم. حال اگر آن خودکار قیمتی باشد و … نمی توان به آن راحتی زمین گذاشته و برخواست. ابتدا باید مکان خوب و امنی داخل جیبها برایش بیابید و بعد نوبت برخواستن است. پس باید بر اساس این ایدئولوژی مکان ها و شرایطی ایجاد کنیم که حس تعلق را در ما به وجود نیاورند. وقتی تعلق فضایی وجود ندارد کسی برای بهبود آنچه که جبر جغرافیایی برایش به ارمغان آورده است تلاش اضافی نخواهد کرد. من از شما می پرسم. امروز محلات جدید تبریز چه تفاوتی با محلات جدید شیراز، اصفهان، مشهد و … دارند؟ وقتی در شهرهای من هیچ هویت فضایی وجود ندارد از لحاظ کالبدی هیچ فرقی برای من ندارد که در کدام شهر باشم. پس چرا باید برای تبریز تعصب داشته باشم؟ از جمله عواملی که سبب می شوند تا من با این محیط بیگانه باشم این است که همسر و دختر من هم نتوانند با این محیط ارتباط برقرار کنند. اصلا در شهر علت بروز وندالییسم چیست؟ منی که وندال هستم تبعیض اجتماعی را در فضای شهر می بینم و چون کاری از من ساخته نیست سعی میکنم تا با تخریباتی که ایجاد می کنم انتقام گرفته باشم. در محلات قدیم در انواع متراژ ها خانه وجود داشت. تداخل و هم پیوندی طبقات اجتماعی صورت می گرفت. در محلات قدیم، شاطر، تاجر، کارمند، کارگر و … همه در یک محله زندگی می کردندو کودکان همه یکدل  و دوست بودند. به عبارتی پیونند اجتماعی وجود داشت و زمانی که آن تاجر اتومبیلش را در کوچه پارک می کرد اگر کسی می خواست آسیبی به اتوموبیل برساند، همان کودکی که پدرش شاطر بود جلوی شخص غریبه را می گرفت.    چرا که تعصب و پیوند وجود داشت. وقتی آمدیم و در چهل سال گذشته محله مخصوص افراد کم بزائت ساختیم، مثل اندیشه، مسائل کاملا رنگ باخت. مگر در اندیشه کسی می تواند ثروتمند و یا حتی از طبقه متوسط باشد؟ آپارتمان هایی که همه زیر 100 متر هستند مشخص است که کدام طبقه در ان سکنی گزیده اند؟ مگر می توان در ولیعصر فرد کم بزاعتی پیدا کرد؟ ما با این کار، توانستیم یک گسست اجتماعی بوجود آوریم. در مورد بانوان نیز چنین است. تضاد اجتماعی پیش می آید .وقتی عمده فضاهای شهری را به مردان اختصاص می دهیم شاهد تضادهای اجتماعی خواهیم بود. شاید نه به شکل وندال، بلکه در قالب روابط خود را نشان دهد.

دکتر ساناز جعفرپور: در بسیاری از کشورهای اسلامی و یا شاید کشورهایی که اقتدار مردسالارانه در آن حاکم است؛ دین ، این وجاهت اقتدار مردسالارانه را به آن ها می بخشد. در فلسفه غرب، رویکرد اورتودوکس، که مشخصا مرد سفید پوست کاتولیک را مد نظر داریم. حال اگر آن را تعمیم دهیم به نگاه های اقتدارگرایانه یا اورتودوکس که در جوامع ما نیز وجود دارد، این مرد است که ارزش را تعریف می کند و برای آن تصمیم گیری می کند. جنبش فمینیستی و زنانه در شهر و مشارکت در برنامه ریزی شهری که در سال های اخیر رخ داده است، اگر در آن ها دقیق شوید خواهید دید که شهرداران بسیار از آن حمایت کردند. یعنی درمورد اتفاقی که در ایران و در ماه های گذشته رخ داد، بازخوردآن را بیش از همه شهردارها در اقصی نقاط جهان دریافت کردند. واقعیت این است که جنبش اخیر زنان در جهان، هدف و رویکردی مبنی بر رهبری زنان در مدیریت شهری و حضور زنان در تصمیم گیری دارد. دلیل بسیاری از تصمیم گیری ها یا تبعیض ها نهادینه شدن تصمیم گیری ها و تفکر مردانه است. اگر به اواخردوره  قاجار و مشروطه باز گردیم که جنبش های زنانه در آن شکل می گرفتند، در در مورد مسئله ای به اسم آموزش زنان، اقتدار مذهبی، درس خواندن زنان را معادل با شیطان صفت شدن زن می بینند. ملاها خانواده ها را طرد می کنند تا نگذارند کودکانشان تحصیل کنند. در حالی که یکی از مهم ترین بخش های مطبوعات این دوره را مسائل زنان تشکیل می دادند. ملا نصرالدین،یکی از برجسته ترین ها در مطبوعات این دوره، زن مسلمان را با زن فرنگی و روسی مقایسه می کند. شهر های ما شهرهای چند هزار ساله هستند و با این اقتدار مردانه طراحی شده اند.  در گونه های خانه سازی به نظرتان یک زن ایرانی تا دوره قاجار اصلا داخل خانه چقدر بدون حجاب زیسته است؟ هیچ وقت. حجاب بخشی از لباس روزمره زنان است. زن، تنها در چهاردیواری حرم خود می تواند حجابش را  بردارد. نه در اندرونی و نه در بیرونی.  در تمام تصاویری که در دوره صفوی مستشارالدوله ها توانسته اند در طول سفرهایشان بگیرند زنان حجاب بر سر دارند. حتی عکاسی سبرگین در دوره قاجار، زنانی که او در اندرونی از آنان عکس گرفته اند باز هم محجبه هستند. حتی زرتشتی ها و یهودیان نیز محجبه اند. سبرگین یک آرشیوی از تصاویری دارد که از اتنیک های گوناگون عکاسی کرده است. کرد، یهودی، آذربایجانی، زرتشت همه محجبه هستند. زن فقط در چهار دیوار خود می تواند حجاب را بردارد. ترسیم های مختلفی نیز از این دوره در دسترس است. مثلا یکی از ترسیم ها مربوط به خانواده ای است که در تابستان پشت بام خوابیده اند. زن داخل رخت خواب خود محجبه ترسیم شده ات. این واقعیتی است که در نگاه مرد ایرانی، مدرسه دخترانه، هر چند برای بانوان هم باشد چون زن و یا دختران، پایشان را از چهار دیوار بیرون گذاشته اند پس باید محجبه باشند.

دکتر تورج روشنایی: حجاب و حضور مسئله دیگری است. فرض کنی زنی محجبه است. آیا این زنی که چادر به سر دارد و حتی دست هایش را نیز پوشانده است می تواند به استادیوم برود؟ خیر. زنان محجبه نیز اجازه حضور در بسیاری فضاهای شهری را ندارند.

دکتر ساناز جعفرپور: ما تجربه کولوسئوم را نداشته ایم و از زمان پهلوی، مفهوم استادیوم شکل می گیرد. ماکسیموم یک میدان است که مراسم عاشورا و … در آن اجرا می شود. آماری از این که چه میزان از تماشاگران زن و چه میزان مرد اند در دست نیست. ولی چنانکه از تصاویر بر می آید،  در دوره قاجار، اگر معرکه ای است زنان از پشت بام ها تماشا می کنند و داخل نیستند. ولی جالب این است در تصویر مربوط به مظفریه که مراسم عاشورا در آن اجرا می شود زنان در مظفریه نشسته اند پای منبر.  به عبارتی، زنان در تیمچه، به زمین نشسته اند و در عزاداری شرکت می کنند. یعنی حضور صد در صدی دارند. اما در حال حاضر، در مراسم عاشورا و تاسوعا زنان حق شرکت در هیچ مراسمی علی الخصوص در بازار تبریز را ندارند. حتی در سطح شهر نیز نمی توانند در مراسمی شرکت کند. مفهوم عزاداری از دوره پهلوی، در داخل خانه تعریف می شود. ملاها به  خانه ها می آیند و عزاداری شکل می گیرند. ما در زمان صفوی، رقاصان زن را میبینیم که در قیصریه شهر اصفهان و تبریز در فضای شهر می رقصند. وقتی شاه طهماسبمی خواهد از مهمانانش پذیرایی کند، به قیصریه حسن پادشاه رجوع می کند و آنجا بزم و موسیقی و … وجود دارد. این اتفاق در سطح شهر و بازار رخ می دهد. در این دوران، حضور زن را با عناوین هنر های نمایشی و … می بینیم. حال در جمهوری اسلامی، با اینکه زنان در دوره پهلوی تجربه حضور در استادیوم را دارند اما این نگاه اقتدارگرا و خوانشی از هویت زن که در سیستم وجود دارد، عملا نمی خواهد زن در برخی فضاهای عمومی وارد شود. نگاه طالبانی وجود دارد ولی بستر جامعه ای که در این کشور وجود دارد اجازه نمی دهد که برخی نگاه های تند طالبانی از همان ابتدا اجرا شوند. شاید چون یک تعداد از ایشان نیز اسلام گراهای چپ بودند برایشان مسئله ای نداشت تا زنان یک شکلی از حضور را در جامعه داشته باشند. وقتی دوره های تاریخی را کنکاش می کنیم می بینیم که بسیاری از بانی های موقوفه ها زنان هستند. زنان پادشاهان علی الخصوص در دوره ایلخانی به عنوان افرادی که خودشان به اندازه مردان لشکر دارند و در جنگ ها شرکت می کنند. وقتی شاه طهماسب در چالدران می جنگید در اردویش زنان نیز می جنگیدند. مفهوم حضور زن در جنگ هم وجود دارد. بعد اتفاقی می افتد  و طی آن جمهوری اسلامی گذشته را کلا پاک می کند و بر اساس خوانش طالبانی خود، مکتبی ایجاد می کند. جمهوری اسلامی به ساده ترین مفهوم پناه برده است: اقتدار. بجز باشگاه ها که زنان می توانند در محیط بیرون آزادی پوشش داشته باشد، در سایر محیط ها چنین امکانی وجود ندارد.

مختصات جنبش های فمنیسیتی با رویکرد مدیریت و برنامه ریزی شهری در ایران و سایر کشورهای توسعه یافته چگونه است؟

در انقلاب 57، تنها 20 در صد از جمعیت ایران شهر نشین بود و بقیه در روستاها زندگی می کردند. به هر حال زندگی در روستا، رابطه زن و مرد و کار بر روی زمین، تعریف خود را دارد. جمعیتی که در دهه 60 جذب شهرها شدند هیچ فکری برای آموزش، مکان یابی و … آن ها نشده بود. و حال، 80 درصد جمعیت ایران شهر نشین هستند. در اروپا، مطالعات نشان می دهد که هسته کهن شهری، به صورت مسالمت آمیز با مناطق توسعه مدرن هم پیوند شده است و جریان های شهری امتداد یافته است. شهرهای مدرن در اروپا نیز با نگاه و تفکر و تصمیم گیری مردانه پیش رفته اند و در قرن بیت و یکم است که جنبش فمنیستی در مدیریت شهری ایجاد می شود و دقیقا شاید قدمتش به 10-15 سال برسد.در ایران مدیریت یکپارچه شهری را تجربه نکرده ایم ولی در کشورهای توسعه یافته شهردار موظف به ایجاد امنیت، اشتغال، حفاظت از محیط زیست  و … است و حتی یک دولت محسوب می شود. در انجمن و پارلمان های شهری که به هیچ وجه به شورای شهر های ما که هیچگونه عاملیتی ندارند، مشابهت ندارد، الزام بر این است که 45 درصد نمایندگان زن باشند. این اقدام، موجب می شود که در تصمیم گیری های شهری بخش متنوع و متکثر نیز دخالت داشته باشند. حال ایران را تصور کنید که تعداد کثیری سرپرست خانوار زن را در خود جای داده است. این زنان، در شهر مسائل اقتصادی خویش را حل و فصل می نماید. زن تنها نیروی کار نیست بلکه کارآفرینی می کند. مفاهیم مدیریت پایین به بالا را در مسائل زنان می توان دید. جنبش های فمنیستی در مدیریت شهری که مشخصا یکی دو دهه بعد از قرن بیستم به میدان می آیند، یکی از فازهای آن را می توان در پاندمی کوید مشاهده کرد که چگونه زنان در این دوره، نقش هایی ملموس و تاثیرگذار  ایفا می کنند. از نظر اقتصاد شهری، بهداشت و … در حال حاضر، در غرب، جنبش های محافظه کار و دست راستی ها افزایش می یابند اما این رویکرد سبب می شود که زنان در جامعه متکثر غرب پذیرفته شوند. جنبشی که در ایران به وجود آمد، برای بسیاری از غربی ها ملموس بود چرا که در فضای شهری به وقوع پیوست و محوریت آن زنان بودند. مفهوم اصلی که کنار گذاشتن تبعیض است در غرب نیز اتفاق می افتد که به معنی مبارزه با نگاه اورتودوکس مردانه است. روشنایی معابر، زمان حرکت اتوبوس های شهری و … گامی بالاتر می طلبد. و آن این است که تصمیم گیری را نیز به زنان واگذار کنیم. به نظر من وجود پارک های مخصوص بانوان نیز یک تصمیم مردانه بود. خانواده را به زن تقلیل می دهد. تعدادی قوانین تصمیم می شوند که هدفشان کاملا زنان و کالبد آن ها است ولی آن را «حمایت از خانواده» نام گذاری می کنند. وقتی در سیستمی هستیم که خانواده را به زن تقلیل می دهد، فاجعه پیش می آید. وقتی پارکی را مختص بانوان قرار می دهیم، این بدان معناست که یک پسر بچه 15 ساله نمی تواند در آن حضور یابد. در حالی که از لحاظ فقهی او هنوز کودک است. بلکه مادری بخواهد با پسرش پیاده روی کند؟ پارک های بانوان خود تبعیضی هستند در برابر کودک و خانواده. در حالی که سیستم این خشونت های واقعی را گردن نمی گیرد و این خشونت نیز در سیستم تعریف شده است، نمی توانید به عنوان مدعی العموم از آن ها شکایت نیز کنید. حال مدیر شهری تنها و ساده ترین راهکار را بر می گزیند و آن جدا کردن فضاست تا خشونت به وجود نیاید. پارک های بانوان در بسیاری کشورها وجود دارند ولی اگر آن را مساوی با خانواده یا سالم سازی فضا بیاوریم، خود مصداق بارز ظلم است. مادر مفهوم شهر، مفهوم عدالت فضایی و اجتماعی داریم. در شهر وقتی از حیات مدنی سخن می گوییم اولین فاکتور آن است که بتواند عالت فضایی را به وجود آورد. یکی از روش ها برای عدالت فضایی طبقاتی نکردن شهر و جنسیتی نکردن فضاست. چرا که مانع از تعامل و رشد می گردد. خوشبختانه پیاده محور کردن برخی خیابان ها و خارج کردن آن ها از سلطه اتوموبیل ها عرصه ای است که برای پابلیک گشوده می شود و چنین فضاهایی برای تخلخل و سیال بودن فضا مساعد و مطلوب برای حضور زن است. تخلخل در فضا سبب می شود که زن احساس کند از مفهوم خشونت دور می شود و خود را به واسطه حضور افراد بیشتر امن تر است.  

فضای شهری باید چه ویژگی هایی داشته باشد؟

دکتر تورج روشنایی: اول اینکه باید دموکراتیک باشد و تکثر را بپذیرد. فضای دموکراتیک چگونه تعریف می شود؟ اینکه، هر فردی با هر جنسیت، شرایط فیزیکی، هدف و … بتواند در آن حضور یابد. آمارها حاکی از این است که معمولا 30 در صد از جامعه ما محدودیت حرکتی دارند. منظور معلول نیست، حتی کسانی را شامل می شود که دستانشان پر از کیسه است یا زنانی که با کالسکه در حال جابه جایی در شهر هستند. فضایی که نتواند این 30 درصد را در خود جای دهد یعنی دموکرات نیست. در طراحی شهری در عصر حاضر، مکان هایی که افراد در آن ها قرار می گذارند و منتظر آمدن فرد دیگری هستند در دیوارهایشان با فاصله ای مشخص پیش آمدگی هایی با شیب 20 درصدی می سازند تا افراد بتوانند در حین انتظار به آن ها تکیه کنند. منی که در ابین فضای شهری هدفم از حضور، منتظر ماندن برای رسیدن فرد دیگری است، باید طراح شهر، در طراحی هایش برای ایستادن من شرایط را ملاحظه کند. وقتی در فضای شهر دستفروش را به رسمیت می شناسیم چگونه می توانیم برای 50 درصد جامعه و حضور بدون محدودیت او برنامه ای نداشته باشیم. امروز، به عنوان طراح شهری، در بازار، عابر پیاده ساخته ایم. آیا زنان از عابر پیاده می توانند عبور کنند؟ دستفروش ها از یک سوی و حجم  تراکم جمعیت به نسبت عرض نعبر متناسب نیست. شاید سال هاست که شهرداری می کوشد تا خیابان جمهوری را به یاده راه تبدیل کند ولی بازار تبریز در مقابل ائ ایشتاده و مقاومت می کند. حال که در خیابان جمهوری، تعداد عابرین بیش از اتوموبیل هاست، پس باید آن فضا تبدیل به پیاده راه شوند. اگر تبدیل به پیاده راه شوند پس ناخودآگاه امکان حضور زنان را فراهم کرده ایم. پتانسیلی به وجود آورده ایم تا زنان حضور یابند. زمانی سنگ فرش پیاده راه تربیت از قلوه سنگ بود، هدف آن هم، دور کردن زنان از فضا بود. چراکه کفش های پاشنه دار بسیاری زنان در لابه لای آن  قلوه سنگ ها گیر کرده حوادث به بار می آورد و پس از چند بار رخداد، دیگر زنان در آن فضا حساس راحتی نخواهند داشت. زمانی که در طراحی شهر از انتخاب متریال کف سخن می گوییم دغدغه اولیه این است که برای زنان و کودکان «ایمن» باشد. وقتی در شهرسازی و طراحی شهری از مسئله نورپردازی صحبت می کنیم پیشنهاد می شود تا در مکان های خلوت تر از نورهای افقی بهره گرفته شود تا با ایجاد سایه های متعدد احساس امنیت و شلوغی بوجود آید. نورهای عمودی، از لحاظ بصری باعث کوچک تر دیده شدن اشخاص می گردد. ما چند در صد به این موارد پرداخته ایم؟ در چه میزان از طراحی های شهری، دغدغه ما امنیت ذهنی زنان بوده است؟  اتوبوس ها، تاکسی ها و متروها چقدر زنان را مدنظر قرار داده اند. دو سوم اتوبوس ها برای مردان و یک سوم برای زنان است. آیا میزان جمعیتی که اتوبوس استفاده می کنند چنین مختصاتی دارد؟ حتی عدالت را نیز زعایت نکرده ایم. هر اتفاقی در جامعه نمی افتد مگر اینکه مطالبه مردمی به وجود آید. به نسبت مطالبات مردمی است که دولتمردان پاسخ می دهند. مگر اینکه ایدئولوژی حاکم از آن حمایت کند. با وجود اینهمه بزهکاری، مشکلات اقتصادی، دزدی و … مجلس به دنبال لایحه حجاب و عفاف است. چرا؟ اگر بحث حجاب در جامعه کمرنگ ود امکان حضور زنان در جامعه افزایش می یابد و حضورشان در فعالیت های مدنی افزایش خواهد یافت. در حال حاضز حضور زنان در حوزه اقتصاد و سیاست بسیار کمرنگ است پس در تحوات اجتماعی نیز نقشی نخواهند داشت.

دکتر ساناز جعفرپور: در نظام مدیریتی ما که هم نظام شهری و هم  نظام کشوری را شامل می شود، مسئله رانده شدن زنان وجود دارد. زن، دفع و طرد شده است. مسئله شکاف دستمزدی در سراسر جهان وجود دارد و مبارزات زنان در جهان این برابری را خواستارند. اینان سعی کردند در جنبش های 1960-70 زنان را در مدیریت شهری و سیاستگذاری وارد سازند. در مملکت ما، با بهره وری بیشتر زنان در بسیاری امور، باز اینجا سلطه ای وجود دارد که در شرایط برابر زنان را کنار می گذارند. در بسیاری مصاحبات، حتی اگر رزومه زنان برتر از مردان باشد، زنان طرد می شوند مگر کسانی که نفراتی از داخل این سیستم آن ها را حمایت کنند. در کشور ما برای مشارکت در حوزه تصمیم گیری، بسیار با شک و تردید به زنان نزدیک می شوند. 300 نفر از افراد مجلس فقط 10-12 نفر زن هستند و در شورای شهر برای یک نفر زن ظرفیت وجود دارد. وقتی از شهر سخن می گوییم سه مولفه دارد: دانش، اقتصاد و حکمرانی. مفهوم رهبری زن از شهر برمیخیزد. از نظر مفهوم حکمرانی ماحصل و نتایج شهر باید چنین خروجی داشته باشد. در سیستم ما عملا به جای مانع زدایی، انواع قوانین شکنجه آور را به وجود می آورند که مانع هرگونه مشارکت زنان می شوند.  جالب است که «اوربان»، در زبان فارسی «شهر» ترجمه می شود. اما مفهوم آن بسیار متفاوت است. 70 تا 80 درصد مفهوم آن مدنی و اجتماعی است. در حالیکه من فضای مدنی را مد نظر قرار می دهیم. اگر عدالت اجتماعی در شهری وجود داشته باشد آن اوربان است.

دکتر تورج روشنایی: بحث شهروند و شهرنشین است. شهرنشین، شهروند نیست. برای تبدیل شدن شهرنشین به شهروند، باید پروسه های آموزش های اجتماعی- فرهنگی گذرانده شود. شما برای شهروند شدن، نمی توانید نصف جمعیت شهر را محدود سازید. در مشهد اقدام جلبی انجام شده است. برای 30 نفر از زنان، آموزش قصه گویی داده اند و آن 30 نفر در 30 فرهنگسرا برای زنان آن محله، داستان گویی را می آموزند. برخی کتاب هایی چاپ کرده اند که حقوق و رفتارهای شهروندی را در قالب داستان به کودک منتقل می کنند. پس از یک سال، آماری تهیه شده است که طبق آن وندالیسم و بزهکاری، هزینه های نگهداری از شهر و دیگر جرایم تا حدود زیادی کاهش یافته است. بار این پروسه تبدیل شهرنشین به شهروند در دوش زنان خواهد بود.

دکتر ساناز جعفرپور: دقیقا. وقتی می گوییم زن، منظورمان زن 26-70 ساله نیست بلکه منظور از زن همان کودک، همان خانواده است. وقتی فضایی برای بانوان اختصاص می دهید زنان را وارد یک کتگوری می سازید و می پندارید زنانه کرده اید. زنانه کردن فضا شامل کودک، همسر و فضا و تعامل نیز می شود. وقتی حاکمیت فضا را کالبدی می بیند به مثابه آن زن را نیز کالبدی می بیند. قوانین عفاف و حجاب برای کالبد زن است و نام آن را حفاظت از خانواده می گوید.

دکتر تورج روشنایی: در این ایدئولوژی عفاف و حجاب، پیوند ناگسستی دارند. مگر کسی که بی حجاب است عفیف نیست؟

دکتر ساناز جعفرپور: از هر جنبه ای بخواهید لحاظ کنید، وقتی سخن از شهروندی و مدنیت است، راهی بجز سکولاریسم در پیش نیست. یا شهر را قبول ندارید و مفهوم سکونتگاه و خوابگاه را می پذیرید که تحت قلمرو عده ای خاص است. وقتی می گوییم فضای شهری، منظورمان فضای مدنی و سکولار است. چیزی که اینان با برنامه هفتمشان برای نیل به آمال، ایده و آرزو و… می کوشند محقق نخواهد شد. اگر از دوره عصر روشنگری وارد می شوید و مدرنیته را می پذیرید، نمی توانید بقیه جنبه ها را نادیده بگیرید. اینان،  همه، تفکرات سوسیالیستی نسبت به جامعه دارند ولی درآمدهایشان نئولیبرال است. یعنی از هر جهت در تناقض است.  زنان هسته حفاظت هستند هم محیط زیست و هم شهری. فی الذات برخی ویژگی ها در زنان وجود دارند که آن ها را تبدیل به حفاظت گران هوشمندی می کند. یکی از دلایلی که در سیستم های غربی زنان را وارد نظام مدیریت می کنند، همین است. نظام مدیریت مردانه شدیدا مصرف گرا است. درحالی که نگاه های مدیریتی زنان میزان مصرف گرایی را پایین تر اورده و همسو با حفظ محیط زیست است. حال مجبوریم به علت تغییرات اقلیمی و محیط زیستی، این مصرف گرایی را کاهش دهیم و مشارکت زنان در این زمینه مورد نیاز خواهد بود. در حال حاضر، در این مملکت، مرحله حضور در خیابان زن را نتوانسته ایم پشت سر بگذاریم. چه برسد به زنانه کردن مدیریت حفاظت شهری. وقتی نگاه ها از اورتودوکس حفاظتی به هترودوکس تغییر یافته است، یعنی انسان محور گشته اند، می بینیم که تا چه حدی مفهوم محله با زن در ارتباط است. آداب، رسوم، میراث ملموس و ناموس همگی در زنان خلاصه می شوند.

نگاه اورتودوکس و هترودوکس را بیشتر توضیح می دهید؟

دکتر ساناز جعفرپور: نگاه های مذهبی همه اورتودوکس هستند. اقتداری وجود دارد که برای تعدادی از افراد تبعیض قائل می شود. مثلا چنین می اندیشد که شهروند شعور آن را ندارد که بفهمد این ساختمان یا این بنا، تاریخی است و ارزش دارد یا نه؟ من کارشناس، شعور آن را دارم تا بفهمم این بنا دارای ارزش است یا نه. اما در حالی که مطالعات اتنوگرافیک، قوم گرایانه انجام می دهیم می بینیم که این ساختمان 1000 سال قدمت دارد و 1000 سال قبل نیز کارشناسی در کار نبوده است. بنابراین به طور خلاصه می توان گفت که نگاه از بالا به پایین و اقتدارگرایانه را اورتودوکس می گوییم. این دیدگاه به تخصص و تخصص گرایی حمله می کند. اورتودوکس بر اجماع نظر تمایل دارد ولی هترودوکس، بر افتراق نظر متمایل است. یعنی می بایست به صورت دموکراتیک به مذاکره بنشینیم و ذی نفعان نسبت به ایده هایشان موضع خود را نشان دهند. اورتودوکس همانند مجالس و پارمان ها عمل می کند. کسی که قدرت دارد می تواند دیگر حزب ها را نیز با خود همراه سازد. در حالی که مسائل شهری با اجماع حل نمی شوند. باید بستری باشد برای بیان ایده ها و مخالفت ها. ما بسیاری اوقات تمام جوانب مسائل را نمی بینیم و مسئله را در ابهام نگاه می داریم. مسائل در حوزه جنبش ها نشان می دهند که امر عمومی باید از نو بازتعریف شود. اینکه موضوعی «امر عمومی» است یا نه با نگاه اورتودوکس نوشته شده است. اگر از من زن، بپرسید که امر عمومی چیست تعریف متفاوتی خواهم داشت. سیاست گذاری ها به سمتی می روند که انواع انسان ها با انواع چهره ها، گرایشات جنسی، مذهبی و … به صورت مکثر زندگی می کنند. ولی ما در حال دفع دیگری هستیم. متاسفانه معضل دیگر، مهاجرت زنان است. مهاجران علمی زن و یا به عبارتی فرار مغزها در مورد زنان بیشتر است. علی الخصوص کادر درمان، به تعداد زیاد به قطر مهاجرت کرده اند. دانشگاه ها برای هیئت علمی، از میان زنان گزینش نمی کنند. سهمیه های ایثارگری و … همگی بر سیاست های تبعیض آمیز دامن می زنند.  ظرف در حال سر رفتن است. تعامل در فضای شهر در آینده و در میان شهروندان نسل زد، عملا غیر ممکن خواهد شد.

دکتر ساناز جعفرپور: فضای شهری ما، بستری برای تعامل چند فرهنگی ندارد. یکی از بزرگترین نقاط قوت تبریز،تکثر آن بود. تبریز ارمنی، یهودی، آشوری، مسلمان و … داشت ما مسجدی داریم که سه قبله دارد. تکثر عامل خلاقیت است. مگر می شود چیزی را درمحاصره گذاشت و افول نکند؟ چیزی که جریانه دارد تکثر و تنوع است. تنوع زایشگاه نوآوری و خلاقیت است.

دکتر تورج روشنایی: نهضت ترجمه در قرن هفتم همین راه را پیش می برد. تمامی اندیشه ها را ترجمه کرده و وارد اندیشه خود ساخت و سپس جهشی غیر قابل تصور را تجربه کرد.

دکتر ساناز جعفرپور: به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی تبریز این تنوع و تکثر را داشته است. حال حتی با کرد و ارمنی نیز نمی توانیم به صورت مسالمت آمیز زندگی کنیم. البته در کل مملکت همین اتفاق در حال جریان است. نگاه مرکز محور این است که چیزی به اسم اتنیک و … باقی نماند. آیا توانسته است موفق شود؟ نظر سنجی گما چیز دیگری می گوید. این نظر سنجی، در مورد اینکه مخاطب صدا و سیمای جمهوری اسلامی از نظر رسانه در حوزه اخبار، تفریح و سرگرمی چه کسانی است آماری بدست داد. نتیجه این بود  که اعراب کانال های عربی، اکراد کانال های کردستان و ترک ها نیز کانال های ترکیه را می بینند. شاید 10-12 درصد مردم ایران سرگرمی شان صدا و سیمای ایران است. حدودا 275000 نفر دانش آموز کودک که درصد بسیاریشان دختر است به کلاس اول ثبت نام نکرده اند و این یعنی 30 درصد کودکان. یعنی یک سوم نسل آینده بی سواد مطلق هستند و وارد جامعه خواهند شد. قانون اساسی نیز می گوید که آموزش در کشور رایگان است. آمار نشان می دهد که 600000 افغانی در نظام آموزش و پرورش ایران درس می خواند. جمهوری اسلامی باید چقدر هزینه کند تا فرهنگ و مدنیت در افغانستانی نهادینه سازد.

دکتر تورج روشنایی: از سال 99 تا به حال دو ملیون دستگاه اتوموبیل سواری تولید شده اما  تنها 300 اتوبوس حمل و نقل شهری تولد گشته است. این آمار معنادار است. یعنی در این سیستم، حمل و نقل عمومی برای ما مفهومی ندارد. در سال 91 تبریز 400000 دستگاه اتوموبیل سواری با پلاک 15 داشت. در حال حاضر فقط پلاک 15 به تعداد 800000 عدد موجود است. 200000 هم روزانه در حال رفت و برگشت است. یعنی 1000000 دستگاه سر جمع. در مقابل 1000000 خودرو، 244 دستگاه اتوبوس داریم.

دکتر ساناز جعفرپور: ما در بافت تاریخی تبریز مطالعاتی انجام داده و به نتایج وحشتناکی برخوردیم. ما در این پروهش، به بررسی محلاتی پرداختیم که وجهه محله بودنشان به آپارتمان نشینی تغییر کرده است همانند محلات مهاد مهین. ما فکر می کنیم در ناحیه مهاد مهین (از میارمیار تا لیلاوا و اهراب) انتظار داشتیم همانطور که شهرداری ادعا می کرد، مردم این منطقه به دنبال نوسازی و تراکم اند. اما نتایج نظرسنجی با پرسشنامه مفصل و مصاحبه عمیق، بر عکس بود. بومی ها می گفتند که آسمان ما را فروختند. حرمت ما را از بین بردند. آپارتمان نشین هایشان هم دغدغه افزایش ساخت و ساز و یا واحد ها و طبقات بیشتر را ندارند. در مهاد مهین، آیتم هایی مثل امنیت، تعلق به مکان، رضایت و … همگی میزان بسیار پایینی داشتند در حالی که در منطقه قره آغاج، این آیتم ها از میزان بالاتری برخوردار بودند. این آمار اصلا قابل باور نیست. در محلاتی که خانه ها به صورت تک طبقه ای و ویلایی باقی مانده است میزان رضایت بالاست. چرا که باز هم مفهوم محله باقی مانده است. وقتی در کوچه ای کسی حریم هوایی و حرمت را زیرپا می گذارد، یعنی در محلاتی که همه خانه ها دو طبقه هستند و یکی از ساختمان ها 5 طبقه است، تمامی خانه ها حریمشان از بین می رود و بومی های منطقه به محلات دیگر کوچ می کنند. بازار مسکن و بساز بفروشی ها به محدوده مرکزی شهر تبریز هدایت می شوند. چرا؟ بخاطر اینکه دولت شهر را از نظر وسعت توسعه نمی دهد. اصفهان را ببینید. اطرافش پر از شهرک ها است اما تبریز، توسعه افقی ندارد. دولت زیر ساختی را از فاضلاب گرفته تا گاز توسعه نمی دهد. ناخودآگاه زیر ساخت ها محدود است. ظرفیت سایر محلات مثل ولیعصر، شاهگلی، زعفرانیه و … نیز گویی تمام شده است. حال از محلات خوشنام بهره کشی می کند. این محلات از زمان ایلخانیان پا برجا بوده اند از ربع رشیدیه تا غازانیه و مقصودیه. دولت از خوشنامی یک محله که سرمایه ملی است و در طی سالیان به وجود آمده است، تراکم می دهد و مفت می فروشد.

دکتر تورج روشنایی: من در دیماه سال1400 ، لایحه ضابطه تی دی آر را به شورای شهر برده ام. لای آن را هم باز نکرده اند. تی دی آر برای احیای بافت تاریخی است.

دکتر ساناز جعفرپور: قرار بود در بافت تاریخی، مرکز محله را تعریف و تقویت کنیم نظام مدیریت شهری مخالفت کردند. مطالعات اجتماعی نشان می دهد که عملا شهرداری برخی مساجد را برای کارمندانشان می خرند و آن مسجد در محلات رانده می شوند. ما فضاهای قرارگاهی زیادی در محلات نداریم. مسجدها نیز از معدود پتانسیل ها هستند. وقتی خیابان ها تعریض می شوند تمامی میدانچه ها از بین می روند یعنی قرار گاه های فضایی برای  تعاملات اجتماعی از بین می روند. یعنی نظام مدیریت شهری به دنبال از بین بردن محله محور بوده و نظان بی هویت مبتنی بر آپارتمان که حتی شخص همسایگان خود را نیز نمی شناسد جایگزین کند. وقتی در محله هستید، همسایگان جمع شده و از طریق نامه نگاری مطالبات خود را به گوش شهرداری می رسانند با این حال به تبعیض بسیاری معروض هستند. شهرداری برای بافت تاریخی تبریز و خانه های موجود در آن محدوده خدماتی ارائه نمی کند. سه ماه یکبار زباله ها جمع آوری می شوند. روشنایی، آسفالت و … همه در شرایط بسیار بدی هستند.

به نظرتان شهرداری با این اقدامات چه هدفی را دنبال می کند؟

دکتر تورج روشنایی: هدف این است که پیوندهای اجتماعی از میان بروند. اعتماد و  پیوند بین افراد دیگر وجود ندارد و هیچ خواسته و حرکت اجتماعی را نمی توانیم راه اندازی کنیم. خاوران را تصور کنید که شهرک جدیدی است. آیا می توانید در آن محدوده، فضای شهری و یا میدانچه ای که امکان تعاملات جتماعی را به وجود آورد ببینید؟

دکتر ساناز جعفرپور: یکی از مستشاران به نام فانکوپییر که اصالتا اتریشی است و برای فرانسه کار می کند در سال  1806  و اوایل جنگ های ایران و روس، می گوید متعجبم این مستشاران انگلیسی چقدر خوب فارسی حرف می زنند. از وقتی وارد تبریز شده ام،  این چهارمین باز است که می لرزم. فرض کنید زلزله در سال 1780 به وقوع پیوسته است و تبریز بعد از گذشت 30 سال باز هم می لرزد و بازارها هنور هم تیرپوش هستند و خبری از طاق نیست. نوشته بود که عرف جالبی در تبریز هست که وقتی زلزله به وقوع می پیوندد همه به سمت باغچه ها هجوم می برند. دسترسی به فضای باز به اندازه یک باغچه در الگوی مسکن تبریز واجب است. چرا که این شهر روی گسل است و اگر آن 7 ریشتر دوباره اتفاق افتد تبریز تا 50 سال دیگر خواهد لرزید. خوشبختانه ما از جنگ های ایران و روس نقشه هایی را نیز داریم. ما از 1808 نقشه هایی داریم و این یک استثنا است و ما می توانیم تحول را در شهر تبریز ببینیم که چگونه کلان محلات چنین گسترش می یابند. در دوره ایلخانی رشید الدین می گوید تراکم آفت است. خوارزمی می گفت ساختمان ها بلند تر می شوند، کوچه ها تاریک تر و عفونت بیشتر می شود. یعنی باد نمی وزد، شهر بیمار گشته و از بین می رود. رشید الدین پزشک بود و الگوی توسعه تبریز محلات اقماری می شود. حتی باغات و قبرستان بین محلات تبریز وجود دارد. جالب است می گویند در تبریز در یک محله 40.000 نفر در اثر وبا می میرند ولی در نقاط دیگر شهر حتی خبری هم از آن نیست. یعنی شهر ایزوله می گردد و سرایتی صورت نمی گیرد. در قاجار، الگوی شهرداری بسیار هوشمندانه است. چیزی به اسم حزب، در تبریز مفهوم محله ای دارد. در مبارزات مشروطه، محافظه کاران محلات مشخصی دارند کسانی که وابسته به دولت و محافظه کارند ساکن این محلات هستند. در طرف دیگر، تجدد گرا ها ساکن هستند. مشروطه از نظام محله بندی تبریز بیرون میآید. اندیشه و … از این نظام محله بندی به وجود می آید.
در ادینبورو، از سال 1500 خورده ای پلاک به پلاک نقشه تهیه شده است. شهر زلزله به خود ندیده است حتی می داننداین خانواده در قرن مثلا 16 . 17 به کجا نقل مکان کرده است. وقتی نقشه دارالسلطه تبریز را به استادم که در ادینبورو تحصیل کرده بود نشان دادم باور نکرد و پرسید که خودم اضافه کرده ام یا نه؟ در ایران، نقشه دیگری نداریم که نظام محله بندی و پیکر بندی 20 محله را نشان دهد. محلاتی که تفکرات، اقتصاد ها و حتی باورهایشان نیز متفاوت است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *