خودورکوفسکی و سیاست زدایی توده ای در نظام سیاسی روسیه

اوجا‌ دووارلار - سعید صادقی فر
اوجا‌ دووارلار – سعید صادقی فر
دی 17, 1402
فضاهای انضباطی شهری با ارزیابی نگرش جنسیتی : پارک های موضوعی بانوان در تبریز
فضاهای انضباطی شهری با ارزیابی نگرش جنسیتی : پارک های موضوعی بانوان در تبریز
دی 17, 1402

مترجم: سودا میرزازاده اصل

میخائیل خودورکوفسکی، بیزینسمن تبعیدی روسی، که زمانی ثروتمندترین مرد کشور بود، سال گذشته کتابی با عنوان «چگونه اژدها را بکشیم: روسیه جدید پس از پوتین» منتشر کرد. کتابی که الیگارش روسی پیش نهاده است، انقلابی را متصور است که مردم نقشی در آن ندارند.
این کتاب استدلال می کند که سیاستمداران و سازمان های اپوزیسیون روسیه باید حول انقلابی که حتما به وقوع خواهد پیوست، متحد شوند: سرنگونی رژیم پوتین و ایجاد یک دولت موقت که شرایط مورد نیاز برای ایجاد یک لیبرال دموکراسی پایدار از نوع غربی را میسر می سازد. اما مانند بسیاری از اقدامات سایرین برای ارائه «برنامه ای مثبت» (چه الکسی ناوالنی فعال ضد فساد بوده باشد و چه ولادیمیر میلوف، سیاستمدار اپوزوسیون)، کتاب خودورکوفسکی در یک سال پس از انتشار نتوانست تاثیرگذار واقع شود. در ادامه دلایلی چند برای این مسئله آورده ایم:

چگونه می توانیم روسیه را اصلاح کنیم؟

در وهله اول، جای دارد تا از کتاب خودورکوسکوکی تقدیر کنیم. چرا که از سخنان کلیشه ای اپوزوسیون فراتر می رود، و طرح های اجمالی مشخصی را برای اصلاح رژیم پوتین و سیستم اجتماعی-اقتصادی روسیه ترسیم می کند. خودورکوفسکی معتقد است که برای ساقط کردن رژیم پوتین موضوع زمان مطرح است و وظیفه واقعی مخالفان این است که برای بازسازی کشور در میان ویرانه های رژیم آماده شوند. اما او ایده های ساده لوحانه اپوزیسیون روسیه در مورد روسیه پس از پوتین را به عنوان تابولا رازا (لوح سفید) مورد حمله قرار می دهد؛ علی الخصوص در این مورد که می توان آزادانه یک «لیبرال دموکراسی معمول» از مدل غربی ایجاد کرد. کتاب «چگونه اژدها را بکشیم» بیان می کند که ایجاد انتخابات عادلانه، قوه قضاییه مستقل و حفاظت از مالکیت خصوصی با انواع چالش های مدیریتی پیچیده و درگیری بین گروه های مختلف اجتماعی بر سر منافع روبرو خواهد شد. چنین اقدامی از نظر معیارهای اپوزیسیون روسیه که اغلب بر شخصیت پوتین متمرکز بوده و به سایر مشکلات پیش روی کشور توجه چندانی ندارد، گامی رو به جلو است.
شاید بحث برانگیزترین تز کتاب این باشد که روسیه در مسیر آزادی و دموکراسی، ناگزیر باید از یک انقلاب عبور کند. شایان ذکر است که در محافل لیبرال میانه رو روسیه، کلمه «انقلاب» هنوز با آشوب، خشونت و قتل های فراقانونی همراه است که توانایی ایجاد پایه های یک رژیم لیبرال را ندارد. با این حال، خودورکوفسکی خواستار «تجدید ساختار بنیادین» در پایه های جامعه روسیه است. با این حال، نقص اصلی کتاب در اینجا نهفته است: از نظر خودورکوفسکی، چه کسی در انقلاب جدید روسیه نقش خواهد داشت؟ هیچ پاسخ صریحی برای این سوال در کتاب وجود ندارد، بنابراین ما مجبوریم به تفسیر خودمان تکیه کنیم.

همه چیز حول محور اپوزوسیون می چرخد

عقاید و نظرات خودورکوفسکی در مورد اینکه چه کسی در ایجاد تغییر در روسیه نقش خواهد داشت، صریح است، از نظر او اکثریت قریب به اتفاق مردم این کشور مردمانی عادی هستند که می پذیرند «تا آخرین روز زندگی خود با طیب خاطر، در کنار اژدها زندگی کنند». آنها نمی توانند موتور محرکه انقلاب باشند. در عین حال، وقتی که خودورکوفسکی در مورد انقلاب می نویسد، صرفاً به معنای «انقلاب از بالا» نیست، یعنی شورش درون نخبگان روسیه با رضایت منفعلانه توده ها را شامل نمی شود. او می نویسد که بازیگران اصلی انقلاب جدید روسیه باید نیروهای سیاسی اپوزیسیون خاصی باشند که بتوانند اعتراضات را سازماندهی کنند و با یکدیگر در یک ائتلاف بزرگ متحد شوند: «یک اعتراض چند حزبی و چند وجهی – با مجموعه ای از گروه های سیاسی مغایر.» این نیروها می بایست به صورت زیرزمینی برای برپایی قیامی در داخل روسیه تدارکات سیاسی لازم را انجام دهند و هم باید از طریق رسانه های روسی خارج از کشور و از طریق افرادی که «رژیم هنوز هم اجازه نوشتن و صحبت کردن به آنها را می دهد»، اقداماتی که عموم را درگیر می سازد را به انجام برسانند.
چنین ائتلافی باید به اندازه کافی نافذ، قدرتمند و هوشمندانه باشد تا بتواند امکان پیوند سیلوویکی ها به این ائتلاف را میسر سازد. (سیلوویکی: در واژه‌شناسی سیاسی روسیه به سیاستمدارانی گفته می‌شود که از نیروهای امنیتی، نظامی یا همانندشان وارد سیاست شده و به قدرت رسیده باشند) سیلوویکی ها و نیروهای امنیتی روسیه، به گفته خودورکوفسکی، با فروپاشی رژیم پوتین، خودشان شروع به عقب نشینی خواهند کرد. او استدلال می کند که نیروهای امنیتی که به طرف انقلاب می آیند، می توانند در ایجاد ترس از خشونت نقش داشته و از آسیب و خشونت های انقلابی در مقیاس بزرگ و جنگ داخلی جلوگیری کنند یا آن را به حداقل برسانند.

ائتلاف بدون «نئوبلشویسم»

«نئوبلشویسم» مانع ظهور این ائتلاف می شود: خودورکوفسکی عناصر رادیکال جنبش اعتراضی روسیه را با هدف «ایجاد ارتشی از همفکران که آماده عمل به شیوه ای منسجم و سازماندهی شده اند و از یک مرکز واحد دستور می گیرند» عنوان می کند. او استدلال می کند که کمپینی که یک هدف مشخص دارد، برای مقامات روسیه به منزله برد است؛ چراکه، می تواند جنبش اعتراضی را دچار انشعاب کرده و به شروع یک سناریوی خشونت آمیز انقلابی دامن زند. موضوعی که برای او نگران کننده است، شیوه مبارزات سیاسی است که می تواند در صورت پیروزی به دیکتاتوری تبدیل شود. با اینکه، خودورکوفسکی در کتاب خود از سیاستمداران یا سازمان های سیاسی خاصی با عناوین مشخص نام نمی برد، اما می توان حدس زد که او الکسی ناوالنی و تیمش را در زمره «نئوبلشویک ها» و مدیران ارشداعلامیه نیروهای دموکراتیک روسیه و شرکت کنندگان در تشکلات اپوزوسیون روسیه را نیروهای سیاسی طبقه بندی می کند که باید برای تشکیل ائتلاف در اروپا اقدام نمایند. ناوالنی و تیمش از شرکت در اموری که در جهت ایجاد ائتلاف اپوزوسیون بود خودداری کرده اند. آنها تردید هایشان را نسبت به اکثریت سیاستمدارانی که خودورکوفسکی به دنبال اتحاد بینشان بوده است، پنهان نمی کنند. ناوالنی و دیگران پیشنهاد ائتلاف را از جمله با اعضای متزلزل نخبگان فعلی روسیه نادیده می گیرند؛ شاید بتوان گفت که علت آن، دیدگاهی است که خودورکوفسکی نسبت به مردم روسیه دارد که ایده هایش را برای اپوزوسیون کمتر جالب توجه نموده است.

انقلابی که توسط نخبگان رهبری می شود

خودورکوفسکی معتقد است که انقلاب انواع مختلفی از نخبگان – نمایندگان رسانه ها، سیاستمداران، بازرگانان، مقامات و حتی نیروهای امنیتی- را درگیر خواهد کرد، اما نه «جمعیت»، و«مردم عادی» را که به اعتقاد او به هر رژیمی وفادار خواهند بود. از نظر خودورکوفسکی، سیاست مربوط به کسانی است که منابعی در دست دارند. در بینش او از جهان، افرادی غیر از نخبگان، تنها در دو مورد می توانند خودشان رادر عرصه سیاست ابراز کنند: یا از طریق انتخابات و یا از طریق اعتراض. بنابراین، دولت موقت روسیه باید اولاً، مشروعیت اصلاحات خود را از طریق انتخابات تضمین کند، و دوما، حمایت از «جمعیت» را با استفاده از سودهای بادآورده سوخت های فسیلی روسیه تضمین کند. او معتقد است که «جمعیت» درگیر مشکلات روزمره هستند و باید از دولتی که پس از پوتین روی کار آمده و به طور مؤثر اقتصاد روسیه را مدیریت می کند، راضی باشند. در این کتاب به معنای واقعی کلمه، چیزی در مورد همکاری سیاستمداران اپوزوسیون با شهروندان غیرسیاسی روسیه وجود ندارد.
خودورکوفسکی تصریح می کند که رژیم بر انفعال سیاسی اکثریت تکیه دارد، اما نیازی به دعوت از آنها برای فعال شدن و فاصله گرفتن از سیاست زدایی را عنوان نمی کند. ظاهراً او انفعال مردم روسیه را ویژگی دائمی آنان می داند که اپوزیسیون روسیه می تواند از آن برای ساختن یک رژیم لیبرال استفاده کند، همانطور که رژیم پوتین از آن برای اهداف خود استفاده کرد. در این صورت، یک مسئله کاملاً عملی و تجربی برای اکثر مخاطبان این کتاب پیش می آید: آنها چه باید بکنند؟ تعداد کمی از مردم ابزاری برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی دارند که خودورکوفسکی قبلاً برای آنها برنامه ای نوشته است. پس نقش خواننده کتاب چیست، نویسنده چه راه حلی برای آنها ارائه می کند؟ مخاطب فقط می تواند با پروژه سیاسی اعلام شده موافقت کند و منفعلانه آن را تأیید نماید. در بهترین حالت، آنها می توانند در تشکلات خودورکوفسکی همکاری کنند، اما حتی در آنجا نیز فضا همیشه محدود است و علاوه بر این، چنین کاری برای همه مناسب نیست.
مانند تمام «برنامه های مثبت» اپوزیسیون روسیه، در اینجا نیز تناقض به وجود آمده است: حتی خواننده ای که به شدت با هر آنچه نوشته شده موافق است، نمی تواند نتیجه گیری های حاصل از مطالعه خویش را عملی سازد. اگر قرار نیست با اکثریت غیرسیاسی همکاری شود، بنابراین، خوانندگان این کتاب باید بر اساس ایده های ارائه شده در آن چه کسانی را متقاعد کنند؟ به نظر می رسد تنها سایر فعالان اپوزیسیون را می توانند متقاعد سازند. چنین برداشت می شود که با حفظ هسته پوتینیسم -سیاس زدایی توده ای و نابرابری – تنها می توان «پوتینیسم 2.0» را به وجود اورد. نماینده ای از نخبگان اپوزیسیون که در صدد اتحاد و یکپارچه سازی رهبران دیگر در اطراف خویشتن بوده و با بخشی از رژیم که به روی او باز است همکاری می کند، طبیعتاً این مسئله، علاقه چندانی در بین کسانی که نقش ثابتی در این ساختار به آنها اختصاص داده شده است، بر نمی انگیزد. در جامعه عمیقاً غیرسیاسی شده ما، سیاست دموکراتیک ناگزیر باید در جهت سیاسی کردن مجدد بخش عظیمی از مردم باشد که خود را از نظام سیاسی بیگانه می بینند. پروژه سیاسی نخبه گرای خودورکوفسکی این اقدام را رد می کند. پایه های رژیم پوتین را جامعه ای منفعل تحکیم کرده است. طرح انقلابی که میخائیل خودورکوفسکی ارائه می دهد که مردم هیچ نقشی در آن ندارند، تکرار همان اشتباه است.

منبع: اوپن دموکراسی
منتشر شده در 13-مین شماره مجله «انجمن»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *